تبلیغات
♥ هواداران Íker Casillas♥ - ثواب قرائت
♥ هواداران Íker Casillas♥







ویژه نامه ضربت خوردن وشهادت مظلومانه
غریب كوفه،مولی الموحدین ، اول شهید محراب
حضرت علی علیه السلام




ثواب قرائت


امام باقر(ع) فرموده است: هر كس سوره ((انا انزلناه)) را با
 صداى بلند بخواند, مثل كسى خواهد بود كه شمشیر به دوش
گرفته و در راه خداوند جهاد مى كند و هر كس آن را پنهان و آهسته
 بخواند, مانند كسى است كه در راه خدا, به خون خود غلتیده است.(4)
 



ای علی....
ای علی! ای نماینده‌ی غم، ای دریای درد،
این رحمت بزرگ خدا بر تو گوارا باد...
من اعتقاد دارم كه در جه شخصیت انسانها
به اندازه غم و درد آنهاست،
و می‌دانم كه خدای بزرگ بربندگان مخلص و دلباخته خود
رحمت می‌كند و دریایی از درد
و كوهی از غم به آنها ارزانی می‌دارد.


ای علی! من زیر كوهی از غم كوبیده،
و دریایی از درد غرق شده بودم
و تحملم به پایان رسیده بود،
ولی تو غم و درد مرا با غم و درد علی بزرگ متصل كردی،
و آنچنان كه به بی‌نهایت متصل شده‌باشم، آرامش یافتم.


ای علی ! من علی را بیش از حد دوست می‌داشتم،
و حتی اگر پرستش غیر ذات خدا مجاز بود، تو را می‌پرستیدم ،
ولی این دوستی گنگ و مبهم بود،
از تار و پود وجودم سر چشمه می‌گرفت.
ولی خوددلیلش را نمی‌دانستم،
ولی تو علی به من شناساندی نه فقط باشمشیر ذوالفقارش ،
و كلام آتشینش... بلكه عشق سوزانش،
و غم‌ها و دردهایش و تنهایی و صبرش...


من دیروز از برّش شمشیر علی لذّت می‌بردم
و عظمت او را در قدرتش و كلامش می‌دانستم،
ولی امروز عظمت او را در عشق و ایمانش،
در عرفانش، در تنهائیش، در كوههای غمش،
در دریاهای دردش مشاهده می‌كنم،


هنگامی‌كه دل دردمندش می‌جوشد و می‌خروشد
و سر به چاه كرده می‌گرید،
من بیش از اندازه به او احساس نزدیكی می‌كنم،
هر چه بیشتر به او تهمت می‌زنند،
و هر چه زیادتر سّب علی می‌كنند،
و هر چه شدید‌تر شیعیانش را زجر و شكنجه می‌دهند،
عشق و احترام من به علی شدیدتر
و سوزان‌تر و عمیق‌تر می‌شود...


تو ای علی، حیات جاوید یافته‌ای،
و ما مردگان متحرك آمده‌ایم
تا از فیض وجود تو، حیات بیابیم.



 

سبدی دارم در دست

می روم سوی خدا


یا علی می گویم


می روم تا درگه نور و امید


تا به جایی که ملک ره نبرد

می روم سوی خدا


سوی حق


سوی اُمید


چون قرارم امشب است


می روم تا که به من تازه براتی بدهند


می روم تا در ِ رحم


می زنم در با اشک


و قسم می دهم او را از دل


به هم او


به محمّد


به علی
به فاطمه


به هر چهارده نور خدا

به قائم


و به نور ...


تا که مرا ره بدهد


به سوی نور

به چشمه غسل ذنوب


سبدم را به ملائک دادند


می برندش تا در ِ لطف خدا

حال ...

من منتظرم در ره عشق ...


و دعا می کنم امشب همه را


زیر لب ذکر خدا می گویم


تشنگی را ز دهان دور کنم من با اشک
به خدا بوی خدا می آید

آری ...
نور آمد


و ملائک سبدم آوردند

لبالب از رحم
سرریز از نور و کرم

و چه زیبا با نرگس فردوس پوشانیده شده

شکری می گویم به خدا
می نوشم آب حیات

با دل و جان آن مبارک سحر آمد

و ز گلدسته دل بانگ اذان می شنوم

نیست خدائی جز او ...

نیست خدائی جز او

آری

صبح شد

و سبکبال ز جا بر می خیزم به خدا


[ یکشنبه 6 مرداد 1392 ] [ 01:31 ب.ظ ] [ ریحانه ] نظرات



      قالب ساز آنلاین